تبليغاتX
بی تو هرگز ......

 

 

اگر روزی دشمن پیدا کردی بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی

اگر روزی تهدیدت کردنند بدان در برابرت ناتوان بوده اند

اگر روزی خیانت دیدی بدان قیمتت بالاست

اگر روزی ترکتت کردن با تو بودن لیاقت می خواهد

 

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 20:58 توسط MAHSA |

 

 

از پس شیشه عینک استاد ....

سرزنش وار به من می نگرد ، باز در چهره ی من می نگرد

که چه ها در دل من می گذرد ، می کند مطلب خود را دنبال

بچه ها ! عشق گناه است گناه  وای اگر به دل نخواسته ای خود شکر عشق بتازد بی گاه .....

می نشینم همه ساعت خاموش ، در دلم با غم خود غوغا یست

مبصر امروز چرا اسم مرا می خواند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بی خبر داد کشیدم : غائب

رفقایم همگی خندیدند : که جنون گشته به طفلک غائب

رفقا هیچ نمی دانند که من آنجایم ، دل جای دگر ....

دل آنهاست پی درس و کتاب   دل من در پی سودای دگر

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت 20:49 توسط MAHSA |

     

        بی تو بدون چقدر سخته

      با تو بودن هم خودش سخته

      بی تو فکر کردن محاله

      با تو بودن هم یه خوابه

      گفته بودی تو را از یاد خوهم برد                       ولی نبردم

      گفته بودی دل به دیگری خواهم سپرد                  ولی نسپردم

     گفته بودی فراموشت خواهم کرد                       ولی نکردم

     گفته بودی غباری بر خاطرات خواهد نشست         ولی ننشست

     ومی خواهم بدونی اگه کفر نیست

     گفته بودی تو دستت را بالا بگیر خدا خودش می ببین                          

     ولی اون دستم رو نگرفت

     و بدان که

     اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست

     وفا انست که نامت را همیشه زیر لب دارم

     و بدان که

     گر یادم اوری یا نه من از یادت نمیکاهم

     و من تو را چشم در راهم

     و بدان که

     در خیال و اندیشه من تویی

     نه همین شب که همه شبها توئی      

     تو دلم تویی اون و با کسی اشنا نکردم

     تا قیامت هم تو را من از خود جدا نکردم 

     و بدان که

     شاید چیزی نمی گم ولی شبها تا سحر منتظرت می مونم

     به خدا محاله به یادت نباشم

     زیر اسمون پر ستاره به یادت نباشم

    کاش می شد کنارم می ماندی و دستم را در دستت می فشردی

    کاش می دانستی دلم برایت تنگ هست

    به اندازه همین فاصله ها که ما بین من و توست

    کاش می دانستم  این سکوت را تا به کی ادامه خواهی داد

    کاش می گفتی این بغض نشکفته تا به کی بشکفته خواهد شد

    و کاش می شد  می دانستم که این فاصله ها تا به کی برچیده خواهد

    شد

    من نمیدانم بی من کجا رفتی و من بی تو به کدامین سرزمین پناه خواهم

    برد

    و تو ای ناز بدان که .....

    اکنون چون درختی خشک و بی بارم

    و گلی خشکیده در سینه دارم

    و من هنوز در تردیدم

    که ایا گریزی از این فاصله نبود 

    و من هنوز هم در تردیدم

    که ایا گریزی از این فاصله نبود

    و من هنوز در اندیشه اینم

    بعد از تو از کدام دریچه اسمان را به تماشا بنشینم

    ومن هنوز در پاسخ این سوالم

    که ایا به راستی

   خود کرده را هیچ تبدیر نیست

   پس نقش تو در این ره چیست ؟

   اه نمی دانم

   که این تقدیر من بود

   یا سرنوشت تو بود                    

 

 

 

    تقدیم به کسی که وسعت  قلبش به اندازه ی تمام عاشقانه های

    روی زمین است 

   برای او که به رنگ ابی دریاهاست

   برای او که افتاب مهرش هیچگاه در قلبم افول نمی کند

   کسی نیست جز امیر عریرم

 

 

                  

 

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 0:13 توسط MAHSA |

 

  هرگاه تصمیم مهمی میگیرم آن را با تو در میان می گذارم ، هرگاه روزی سخت در پیش رو   دارم در کنار تو بودن دشواری اش  را از یاد میبرد ، هرگاه که دلسرد میشوم از آنچه که میکنم میتوانم به دلگرمی های تو تکیه کنم ، هرگاه برای من پیشامد نیکی رخ میدهد شادمانی تو نیکی آن را دوچندان میکند هرگاه رویایی نو در سر دارم میتوانم به پشتیبانی تو تکیه کنم ، هرگاه که میبینم در پی انجام کار خطایی هستم تنها ، تنها بوسه ای از جانب تو مرا به راه راست باز میگرداند . بدان خاطر که میفهمم هیچ چیز در زندگی پر ارزش تر از عشق تو نیست و من در اوج خوشبختی ام چون در کنار تو هستم از تو متشکرم و تنها می گویم عاشقت هستم ........

 

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 6:19 توسط MAHSA |

 

 

  کاش در کنارم بودی ، کاش میتوانستم تو را در آغوشم بگیرم و نوازش کنم....
  باورم نمیشود که از من این همه دور هستی و فاصله بین من و تو بیداد میکند....
  کاش می توانستم دستانت را بگیرم و با تو به اوج خوشبختی بروم.... 
  کاش میتوانستم بوسه ای بر گونه مهربانت بزنم .... ای کاش ، ای کاش ، ای کاش....
  دلم بدجور هوای تو را کرده هست عزیزم .... دلم بدجور در حسرت دیدار تو هست ای بهترینم....
  باورم نمیشود ، این همه فاصله در بین من و تو غوغا میکند
  و دریای غم و دلتنگی در قلبهایمان طوفان به پا میکند ، امواج تنهایی مثل  خنجر در قلبهایمان می  نشیند .... 
  و ای کاش در کنارم بودی ... کاش بودی و دلم را از امید و آرزوهای انباشته شده خالی میکردی....
  باورم نمیشد ، سخت است باور کردنش ، با نبودنت در کنارم گویا در این دنیا تنهای تنهایم ....بی کس ، بی نفس  میروم با همان پاهای خسته ، در جاده ای که به آن سوی غروب خورشید ختم شده است....
 کاش که تو در کنارم بودی....آنگاه دیگر هیچ آرزویی از خدای خویش نداشتم....
 سخت است ولی باید نشست در گوشه ای و گریست و انتظار کشید تا تو به سوی من
 بیایی... و ای کاش تو در کنارم بودی ، باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای ،  دلم  بدجور برای تو تنگ است ... باورم نمیشود که رفته ای....

                                               

+ نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386ساعت 6:15 توسط MAHSA |

 

 

دیگر نگران نیامدت نمی شوم

نام  تو در امتداد همه خطوط زندگی

پیداست هنوز فاصله ها هستند اما ....

ضرب آهنگ دلم به یاد آخرین دیدار

هنوز آهنگ دیگری دارد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:19 توسط MAHSA |

 

 

احمق ترین عضو بدن آدمی قلب اوست

که به رغم پوچی بیهودگی هایش باز هم

 امیدوارانه ، مضطربانه ، خشمگینانه ، عاشقا نه

و یا با هزاران انگیزه دیگر که زندگی بر آن بار

 می کند با می تپد می تپد می تپد......

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:15 توسط MAHSA |

اول از همه سلام به گل پسر خودم امیدوارم که همیشه خوب باشی .

دوما ممنون از همه شما هایی که امدید و وقتتون صرف خوندن این وبلاگ کردید .

سوما من این وبلاگ به این خاطر نوشتم تا شاید بتونم از زحمتایی که گل پسر

کشیده یه جوریا کم کنم .

چهارم تا یادم نرفته نظر یادتون نرهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

Home
Email
Night Skin